عاشق شده بود
ديدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد ، شکست ، زير باران پوسيد
آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود
قلب جنگ زده
ديدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد ، شکست ، زير باران پوسيد
آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود
خبري ازت نبود و
خيلي بي تاب تو بودم
اومدم سراغت اما
پر گريه شد وجودم
خيلي دلتنگ تو بودم
گل مهربرون و نازم
نميدونم چرا اينجام
يا اصلا چم شده بازم
اون همه قول و قرار و
اومدم يادت بيارم
اما انگار ديگه راهي
واسه برگشتن ندارم
اينجا گل بارونه امشب
چقد اين فضا غريبه
چرا من هيچي نميگم
چرا مي خندم عجيبه
***
آخه مجبورم بخندم كسي اشكامو نبينه
حالا كو تا باورم شه سرنوشت من همينه
به نظر مياد كه امشب از قلم افتاده باشم
آرزوم بود كه من امشب پيش تو وايساده باشم
***
چه لباساي قشنگي بت مياد چقد عزيزم
تو ميخندي و من از دور دارم اشكامو ميريزم
خوش سليقه هم هستي آره بهتر از من اونه
سرتره ازم ميدونم اونكه ميخواستي همونه
***
تازه فهميدم حسودم دست تو توو دست اونه
اي خدا انگارم اونم نقطه ضعفمو ميدونه
حالا توو دست تو حلقه است دست اون حلقه توو دستات
يا من اشتباه مي بينم يا دروغ بود همه حرفات
بله رو بگو گل من تو ازم خيري نديدي
آرزوم بود كه ببينم تو توو رختاي سفيدي
حالا هر دو حلقه داريم تو توو دستت من توو چشمام
تو زدي من اما موندم زير قولات روي حرفام
***
بر خوشبخت شي عزيزم تو ازم خيري نديدي
آرزوم بود كه ببينم تو توو رختاي سفيدي
بله رو بگو گل من بگو و شرشو بكن
من و زندگي بي تو باورم نميشه اصلا
داره سردم ميشه كم كم خيسه از اشكم لباسم
همه گريه هامو كردم اشكي هم نموده واسم
ميزنم بيرون از اينجا بله رو ميگي نباشم
ميرم اون بيرون يه گوشه دست به دامن خدا شم
دست به دامن خدا شم
***
بله رو گفتي تموم شد ديگه اين آخر كاره
هي ميخوام بگم مبارك ولي بغضم نميزاره
هق هقم تبريك من بود من واسه تو گريه كردم
قطره قطره هاي اشكو به تو امشب هديه كردم
امشب تو جشنت عزيزم نميدوني چي كشيدم
اما كاش اشكام نبودن تو رو واضح تر مي ديديم
ديگه چشمام نميبينه دستمم نمينويسه
دلخوشيم همين يه نامه است گر چه اينم خيسه خيسه
آخرين جمله نامم اينه از ته وجودم
بر خوشبخت شي عزيزم
خيلي عاشق تو بودم
اگه تو جاده ي دنيا حواسم پرت شد گاهي
يه حسي با صداي تو به من ميگفت تو پرتگاهي
چه بد شد گم شدم راهو با اينكه من بلد بودم
به دادم ميرسيد چشمات تو هر جايي كه درموندم
يكم من بيشتر اي كاش به عكست خيره ميموندم
این عکس رو وقتی با دوستام رفته بودم بیرون انداختم
الاغه خواست گوشیمو بخوره این شکلی شد

سلام
از همه دوستان خواهش میکنم
عنوان وبلاگ من رو که تو لینکاشون هست عوض کنن
و به دلنوشته های تلخ و شیرین تغییر بدن
ممنون

هر جای دنیایی دلم اونجاست
من کعبمو دور تو می سازم
من پشت کردم به همه دنیا
تا رو به تو سجاده بندازم
هر روز حسم تازه تر میشه
غرق تو میشم بلکه دریا شم
بیزارم از اینکه تمام عمر
از روی عادت عاشقت باشم
گاهی پرستیدن عبادت نیست
با اینکه سر رو مهر میذاری
گاهی برای دیدن عشقت
باید سر از رو مهر برداری
یک عمر هر دردی به من دادی
حس میکنم عین نیازم بود
جایی که افتادم به پای تو
زیباترین جای نمازم بود
هر جای دنیایی دلم اونجاست
من کعبمو دور تو میسازم
من پشت کردم به همه دنیا
تا رو به تو سجاده بندازم
اونکه تو آینه ی منه
شکل منه من اما نیست
یکی به شکل خود من
انگاری دیگه اینجا نیست
***
اونکه تو آینه ی منه
روزی هزار بار میشکنه
یه زندگی یه خاطره
تو آینه ی دل منه
***
اون روزا که خودم بودم
کوچه پر از ترانه بود
چشام یه برق دیگه داشت
درخت و پر جوانه بود
من بودم و بنفشه ها
یه پشت بوم یه خاطره
دل جوونم می تپید
پشت حصار پنجره
(به یاد خاطراتی که رفتن و دیگه هیچوقت بر نمی گردن)
برام هیچ حسی شبیه تو نیست
کنار تو درگیر آرامشم
همین از تمام جهان کافیه
همین که کنارت نفس میکشم
برام هیچ حسی شبیه تو نیست
تو پایان هر جست و جوی منی
تماشای تو عین آرامشه
تو زیباترین آرزوی منی
***
منو از این عذاب رها نمی کنی
کنارمی به من نگا نمی کنی
تمام قلب تو به من نمیرسه
همین که فکرمی برای من بسه
***
از این عادت با تو بودن هنوز
ببین لحظه لحظم کنارت خوشه
همین عادت با تو بودن یه روز
اگه بی تو باشم منو میکشه
یه وقتایی اینقدر حالم بده
که میپرسم از هر کسی حالتو
یه روزایی حس میکنم پشت من
همه شهر میگرده دنبال تو
***
منو از این عذاب رها نمی کنی
کنارمی به من نگا نمی کنی
تمام قلب تو به من نمیرسه
همین که فکرمی برای من بس